سروش
Souroush yani nedaye asemany.


Wednesday, February 20, 2002  

‌تا بعــد.

posted by تلاش | 1:36 AM
 

قضيه شكنجه زندانيان كه با شجاعت بي نظير وكيل “ كربلايي“ در دادگاه نمايشي جزايري مطرح شد دامنه وسيعي پيدا كرد .كروبي در ملاقاتي با هاشمي عراقي اظهار كرده كه در زندان ها شكنجه وجود دارد واو انكار.كرده .كار كه مجدداً به تهديد استع�اي كروبي و بيان اين حقيقت كه قوه قضاييه ،مجلسيان را به خاطر ترس از بر ملا شدن قضيه به زندان ها راه نمي دهد مي رسد كمي كوتاه مي آيد. كروبي پيشنهاد مي كند براي بررسي اين موضوع كميته اي متشكل از نماينده رييس مجلس و هاشمي عراقي(با اين شرط كه اين نماينده ها عليزاده يا يونسي !!!‌نباشند.اينها خود شكنجه گر هستند) واحياناً خاتمي تشكيل شود و تاكيد مي كند در همين جلسه كميته معر�ي شود. موا�قت مي شود و كساني معر�ي مي گردند.اما اين كسان براي 2 ه�ته تشري� مي برند مرخصي در ناكجا آباد ! بطوريكه كروبي هم نمي تواند پيدايشان كند !!! بالاخره بارديگر كار به من بميرم تو بميري وگرنه مي رم استع�ا بدم مي رسه مي خواست كه آقايان يواش يواش پيدايشان شود كه احضاري ها به اداره اماكن پيش آورده شد و ….
در اين مدت 2 ه�ته هم ات�اقات جالبي ا�تاد.مثلاً‌اون جع�ر آقايي كه متهمان دادگاه جزايري و وكلايشان تو دادگاه هي اسمشو مي آوردند ولي نمي دونستند كيه !!! زنگ مزنه منزل عموي جزايري كه :“ چرا تشري� نمي آريد ملاقات ؟“ بنده خدا با تعجب مي پرسه شما كه د�عه قبل با �حش و �ضيحت مارو راه كه نداديد هيچي از ساختمان اداري اوين هم بيرون كرديد .جع�ر آقا مي �رمايند كه بابا ما چوب دو سر گ..ي هستيم و …باقي قضايا به علت غير بهداشي بودن ديگر جملات “جع�ر آقاي مامور و معذور“ قابل بيان نيست و نمي توان آنها را گ�ت و نهايتاً‌ اينكه تو رو خدا تشري� بياريد ملاقات آقازاده لط�اً .

posted by تلاش | 1:34 AM
 

.از طر� ديگر اختلا�ات در كميته پروند هاي اقتصادي بالا گر�ته است.كروبي بار ديگر تهديد به استع�ا و بيان آنچه نبايد بگويد كرده است با اين انتقاد كه قرار نبود پرونده را اين چنين پيش ببريد.چرا از پسر آيت ا…… كاشاني نمي گيد كه يك معدن گر�ته ، چرا از پسر خزعلي نميگيد و… . اصل قضيه اين است ،در حاليكه ارتباطات جزايري ابتدائاً‌ با خاندان هاشمي و مشخصاً مرعشي آغاز شده و سپس به ديگر اعضاي بهرماني ها معر�ي شد هيچ نامي ،رد پايي يا … از آنها در پرونده ثبت نيست .حتي يك كلام.حالا �هميديد چرا پرونده به انحرا� ر�ته ؟

posted by تلاش | 1:30 AM
 

. از ماجراي شوي م�اسد اقتصادي هم همين بس كه عليرغم اينكه آقايان هرآنچه به كمك شكنجه از جزايري خواسته شده بود مو به مو به اجرا كرد و مجموعه اي از اسامس كه مايل بود ند بر زبان آورد به اين نتيجه رسيدند كه اين برنامه حتي از اثربخشي دادگاه كرباسچي نيز برخوردار نيست .به همين خاطر �يتيله را براي شوي دوم كه در شيراز اجرا مي شود پايين كشيده اند. بيچاره مجري اين شو عليزاده هم 15 روز به خاطر توبيخ شدن از طر� رهبر قهر كرد ر�ت مشهد !!!

posted by تلاش | 1:28 AM
 

جمعبندي مح�ل خودسر نه چندان ناشناخته (؟) آنست كه بستن مطبوعات هزينه هايش خيلي زياد بوده و اين راه آزمون بي پاسخ شده است .بايد نويسندگان را تهديد كرد تا كالاي �رهنگي عرضه نشود.آقابيان كمي �راموش كرده اند كه مرزهاي بازار �رهنگي سال هاست برچيده شده است و عرضه كالاهاي �رهنگي كه نمي پسندند با كي�يتي با مراتب خطرناك تراز توليدات �رهنگي ملي مي تواند برقرار شود.اشكال آنها در اين است كه چشم خود را بر طر� تقاضا بسته اند.جمعيتي 45 ميليوني از انسان هاي 15 سال به بالا كه متاس�انه (!!!) بسياري از آنها مي خوانند،مي انديشند ،مي خواهند و آنچه تقاضا مي كنند از هر جا كه بتوانند به دست خواهند آورد .

posted by تلاش | 1:27 AM
 

در مورد احضار هنرمندان و نويسندگان به اداره اماكن عمومي نيروي انتظامي گ�ته مي شود كه برخي از احضار ها به بهانه هاي واهي ولي مرتبط با كار اداره اماكن مثل اتهام روابط غير اخلاقي در محيط كار به خانم نوشابه اميري سردبير گزارش �يلم و برخي به منظور تكميل پرونده طراحي شده براي سيامك پورزند در جهت اثبات اتهامي مبني بر توزيع 4 ميليارد دلار !! توسط وي ميان نويسندگان و هنرمندان است.اما آنچه در برخورد با همه آنها مشترك بوده علاوه بر اهانت و توهين ،تهديد هاي غير مستقيم است .به �يروز گوران سردبير مجله توقي� شده جامعه سالم و از اهالي بسيار با سابقه مطبوعات با 72 سال سن گ�ته شده:“ پيرمرد مراقب خودت باش ممكنه يك وقت داري از خيابان رد مي شي برات ات�اقي بيا�ته “ .شباهت اين تهديدات با تهديد هاي سعيد امامي در بازجويي هايش مثل بازجويي �رج سركوهي كه خاطرات و يادداشت هايش در خارج از ايران توسط نشر باران به چاپ رسيده و ار طريق سايت گويا در حال انتشار است نمي توان انكار كرد. اصلا چرا بايد اين شباهت را انكار كرد وقتي تيم بازجوي همان تيم قبلي يا به عبارتي تيم اخراجي از وزارت اطلاعات است؟

posted by تلاش | 1:24 AM
 

و اما چند خبر :
به گ�ته شاهدان عيني محل سقوط هواپيما در خرم آباد �رضيه ان�جار هواپيما بسيار جدي است . 2 تن از امدادگران كه اين �رضيه را در محل حادثه به خبرنگار روزنامه ايران منتقل كرده بودند چند ساعتي در بازداشت سپاه منطقه قرار گر�تند. در عمليات جمع آوري اجساد و مدارك نيز گرچه كلاه سبزهاي ارتش در بعد عملياتي بسيار �عالند اما بخش اطلاعاتي در اختيار سپاه است كه سردار مستقر در منقطه به امير حاضر در عمليات رسماً اعلام كرده ما از شما دستور نمي‌گيريم .كار به جايي رسيده است كه �رمانده ارتشي يابنده يكي از جعبه هاي سياه هواپيما گ�ته است جعبه را تنها به وزارت اطلاعات تحويل مي‌دهد. دليل ان�جار هواپيما را هم نه سياسي كه كاملا اقتصادي مي شمارند. موضوع رقابت در خريد هواپيماهاي توپول�، ايرباس يا… و پورسانت‌هايي كه‌در اين ميان نصيب برخي‌ها مي شود،در صدر گمان ها قرار دارد .همينقدر كا�ي است كه جناب مظاهري رييس سازمان هواپيمايي خود سهامدار شركت �راز قشم يكي از شركت هاي هواپيمايي است كه هواپيماي ياك 40 متعلق به آنها بود.

posted by تلاش | 1:17 AM
 

تو اين مدتي كه غيبت صغري داشتم ات�اقات زيادي ا�تاد كه بسيار متاثر كننده بود و هست.همين جا به بازماندگان حادثه سقوط هواپيماي توپول� 154 كه از قضا يكي از هم دانشگاهي هاي من هم در آن به رحمت خدا ر�ته تسليت مي گويم وبيش از اينكه از خدا براي آنها طلب صبر كنم ،آرزوي مسئوليت پذيري براي همه مديران كشورم دارم. واقعا نمي دانم چگونه توصي� ميشه كرد اين ر�تار و كه مديريت سازمان هواپيمايي در برابر چشمان اشكبار و پرسشگر ا�كار عمومي با وقاحت تمام از پذير�تن مسئوليت سرباز ميزند و با شجاعت مي گويد من استع�ا نداده ام !!! شايد اگر اين حادثه در ژاپن ات�اق ا�تاده بود تا حالا رييس جمهورش هم استع�ا داده بود و مظاهريش هم خودكشي كرده بود !!!

posted by تلاش | 1:15 AM
 

سلام
چند وقتي بود ازم خبري نبود ….واي كه چقدر سراغم رو گر�تن !!!! شرمنده شدم بس كه از دور و نزديك آمدن ديدنم كه الهي قربونتون برم شما كجاييد .تو كه مارو مردي !!! من هم كه شرمنده اينهمه خاطر خواهي شده بودم و كلي احساس تكلي� كردم( دروغ نگم بعضي وقتا هم احساسم شبيه ج� لي� شد !!) براي جلوگيري كردن از آقا30 شدن والبته با كمي ترس از احضار به اداره اماكن تصميم به ادامه اقدامات مضبوحانه سابق يعني وبلاگ نگاري كردم… .
از همه جماعتي كه ازم خواستن دوباره بنويسم شامل باباي عزيز كه ارادت دارم بهشون و سحر خانم ( خودش كليه آدم احساس كنه لا اقل دو ن�ر در اين وبلاگ خانه ها منتظر تراوشات پراكنده ذهنيش هستن .تورو خدا اينطور نيست؟)
اما از اينا گذشته علت تاخير در نوشتنم بيماري عجيبي بود كه به آن دوبزرگوار در پاسخ به سراغي كه ازم گر�تند توضيح دادم.شكر خدا بهتر شده ام و 2باره ادامه مي دهم…

posted by تلاش | 1:13 AM


Tuesday, January 29, 2002  

تا بعد..........

posted by تلاش | 12:39 AM
 

خواندن موقعيت هاي كميك آقا لامپه در ديار استكبار جهاني آب طراوتي بود بر روح خسته از ستم هاي روزگار من بينوا…. مدتي بود ايتقدر از ته دل نخنديده بودم كه از آمپول هپاتيت خنديدم…. درست كردن آبگوشت رو كه ديگه نگو… . اين خنده ها باعث شد كمي به خودم بيام كه بابا اگه به خودت رحم نمي كني به خواننده ها وبلاگ يا وبگرد هاي بي نوايي كه راه گم كرده تو وبلاگت ميا�تند رحم كن با اين قيا�ه عبوس و خسته كننده (مثل قيا�ه خودم كه با شونصد من عسل نميشه خوردش … معلومه كه با اين قيا�ه و ا�كار عبوس همسر بي همسسر خواهم ماند) كه بايد مطالب تهوع آورت رو هم تحمل كنند .تو اين �كرم كه كمي
آرايش كنم يا به قول قديمي ها بزك كنم و دستي به سر وروي اين نيمچه سايتم بكشم شايد خواستگارهايش بيشتر بشن يا حداقل از خوردن متوكلروپراميد(ضد تهوع جانم . از ديمن هيدرينات هم به جاش است�اده مي شود ) خلاص بشوند.
((((((((((((((((((((( ))))))))))))))))))))

posted by تلاش | 12:11 AM
 

آه اگر روزي نگاه تو
مونس چشمان من باشد
قلعه سنگين تنهايي
چهار ديوارش زهم پاشد
آه اگر دستان خوب تو
حامي دستان من باشد
قلعه سنگين تنهايي
چهار ديوارش زهم پاشد
قلعه تنهايي ما را ديو
در بندان خود كرده
خون چكد از ناخن اين ديوار
جان به لب‌هاي من آورده
آه اگر روزي صداي تو
گوشه آواز من باشد
قلعه سنگين تنهايي
چهار ديوارش زهم پاشد
آه اگر ديروز برگردد
لحظه اي امروز من باشد
قلعه ستگين تنهايي
چهار ديوارش زهم پاشد
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

posted by تلاش | 12:04 AM


Monday, January 28, 2002  

دوست عزيزي دارم( كه هر كجا هست خدايش به سلامت دارش ) معتقد است نظامي انساني و ارزشمند است كه درآن خوبان رشد كنند ،اجر بينند و بر صدر نشينند و زمينه چنان باشد كه بدان جاي حيات نيابند ،قدر نبينند و حذ� شوند… دادگاه هاي ايران را به عنوان نظامي انساني ملاك قرار دادم ديدم چگونه قاضيانش بر عدم رعايت قانون �خر مي كنند(در دادگاه شهرام جزايري قاضي با صراحت و شجاعت مي گ�ت ر�تار ضابطان قضايي در مورد بي احترامي، هتك حرمت ،بازرسي شبانه منزل و ان�رادي 51 روزه متهم كه مورد اعتراض وكيل بود همه با دستور و نظارت او بوده و خواهد بود وبه آن ا�تخار مي كرد اسمش رو هم گذاشته بود اقتدار دادگاه) و البته مزدش را هم مي گيرند مثل قاضي مرتضوي بازجوي سابق وزارت اطلاعات كه به يمن خوش خدمتي و حلقه بگوشي به مقام قضاوت رسيده است و امتيازات ديگر… .جالب تر آنكه در بودجه پيشنهادي سال آينده قوه قضايي پيشنهاد شده است 80 ميليارد تومان در اختيار رئيس قوه قضاييه (شيخ محمود عراقي) قرار گيرد تا به طريقي كه مصلحت مي دانند هزينه كنند.�كر مي كنيد مصلحت در كجاها باشد…؟ مي دانيد بودجه در اختيار رئيس جمهور 4 ميليارد تومان بيشتر نيست؟ راستس براي اثبات عراقي بودن هاشمي هم بايد از آنهايي كه مي گويند نمازي رئيس دادستاني كل كشور و جناب نقدي(با اسم مستعار و درون سازماني شمس ) �رمانده نيروهاي عملياتي ح�اظت اطلاعات قوه قضاييه ،عراقي هستند پرسيد.بنده هيچ مسئوليتي قبول نمي كنم .در مورد ارتباط ن�دي با معاودين عراقي و گروهان ويژه ايشان ، مستقر در مرزهاي غربي كشور هم هيچ اطلاعي ندارم…!!! از عمليات هاي گذشته و حال ايشان هم هيچي نمي دانم ….به خدا نمي دانم… .

posted by تلاش | 11:51 PM
 

ولي اينها همه دستاوردش نااميدي نبود برايم … چند روز پيش كه كمي در ميان وبلاگ ها مبهوتانه ! پرواز مي كردم و چهارشنبه هاي از دست ر�ته اي را مي خواندم آنقدر از خودم بدم آمده بود…از خود خواهي هايم…از اين كه آنقدر به خودم مي انديشيدم مشكلات ديگران دردم نمي آورد…از اين كه خودم را به همين مختصر راضي ميكنم كه چون هيچگاه لب به سيگار نزده ام پس حر� يك معتادرا نمي �همم… از اين كه به صر� آنكه مي دانم پريشاني شيماداستاني بيش نيست پس ولش كن… از اينكه چون نمي توان در اين كشور كار كرد پس اين حر�هابيهوده است و… اما شنيدن آنهمه وحشي گري �شرده در موجودي شبيه به آدم مايه اميدي شد كه ته مانده هايي از انسانيت درونم مي جوشد … .با اين حال از خودم دور شدم.

posted by تلاش | 11:32 PM
 

يك ه�ته گذشته را ن�هميدم چگونه گذشت.با خورم نبودم.اينجايي هم نبودم.انگيزه هايم… شور و حياتم … به كل از بين ر�ته بود(هنوز هم …) دستم به قلم (keyboard) نمي ر�ت.�رياد هايم ،حر� هايم ،گريه هايم به ذهنم ميريخت اما توانم نبود.مات و مبهوت به وبلاگ ها خيره مي شدم . حال همه كساني كه چون من بودند مي �هميدم…اما آنها كه از سر شوق و مسخرگي مي خنديدند را نه. دستاورد يكه�ته گذشته براي من درد بود و ا�سوس .آدم هاي ه�ته پيش من م�قود مي شدند،شكنجه مي شدند،مجبور مي شدند زبان به ناكرده بازكنند،نابود مي شدندآنهم در روزهاي آغازين زندگي مشتركشان و… گويي انسان و انسانيت در اين سرزمين ديگر ارزش ندارد.گويي مروت از اين سرزمين رخت بربسته…گويي قدرت چشم همه را كور كرده…يا شايد هم چنان خيره كرده كه له شدن انسانيت را زير پاي منيت ها نمي بينند.آه كه چقدر �تنه انگيز است قدرت مطلق متمركز.بوي تع�نش حالم را بهم مي زند….

posted by تلاش | 10:36 PM
 

باورم نمي شد….حتي من…حتي من كه به چشم خودم بسياري از اينها را ديده بودم يا از زبان هاي آشنا شنيده بودم.من كه �يلم اعترا�ات �رشاد ابراهيمي را ديده بودم .من كه بارها لباس شخص ها را از نزديك ديده ام .من كه بسياري از انصار را با پست و درجه در سپاه مي شناسم…من كه با گ�تگوي چوب و چماقي آنها آشنا هستم … من كه طعم ان�رادي را چشيده ام … من كه…وقتي �ايل را شنيدم سرم گيج ر�ت.نمي دانستم چه كار بايد بكنم.اصلا چه كار مي توان كرد.همه تئوري هاي قدرت كه مي دانستم به يكباره بر ذهنم �رود آمده بودند .سرم داشت من�جر مي شد..به اخلاق انديشيدم حالم بهم خورد.انسانيت واژه مسخره اي شد…گويي زمان هزاران سال به عقب برگشته بود…
خداي من اينها آدمند …؟دنيايي با اين همه تناقض…. كاش نمي شنيدم…كاش نمي خواندم…. كاش گوس�ند بودم….كاش نمي �هميدم…. .دلم مي خواست �رياد بزنم.دلم مي خواست بگريم .نه از ترس كه از درد…درد…درد.

posted by تلاش | 10:29 PM


Tuesday, January 22, 2002  

تا بعد....

posted by تلاش | 5:23 AM


Monday, January 21, 2002  

امروز تو اخبار گويا به يادداشت هموطني ساكن كانادا برخوردم كه عاجزانه مي خواست كه مخال�ان‌ خارج نشين حكومت از اعتراض معلمان در ايران حمايت نكنند .گذشته از اصل مطلب كه بنده نيز با آن موا�قم و معتقدم حمايت برخي از آنها به مثابه ما را به خير تو اميدي نيست شر مرسان است .از بابت تصورات او نيز متاثر شدم به خصوص وقتي به كلمه �خودجوش �در متن استدعاي او برخوردم.خوب حق دارد نداند كه اين اعتراض توسط چه كساني به راه ا�تاده،هدايت مي شود و با چه نيتي؟ كاش مي دانست اين حركت را يكي از نزديكان و منصوبين معاون سابق پرورشي وزارت آموزش و پرورش در معاونت منحل شده �علي(همان معاونت پرورشي كه مايه اعتراض بسياري از معلمان ،مديران ،اوليا و دانش آموزان بود ) هدايت مي كند و شعار حمايت از قشر كم درآمد معلمان و… كه سخني درستي است �قط دستمايه ا�زايش تعداد معترضان شده است.

posted by تلاش | 1:44 AM
 

يك نكته شنيدني .بعد از ماجراي آزاد سازي لقمانيان !!! از زندان� …(نمي دانم جرمش چه بود كه زنداني شدنش را به آن نسبت بدهم) برخي بر او خرده گر�تند كه چرا در نطق پيش از دستورش از همه تشكر كرده الا كسي كه ع�وش �رموده اند(هر چند شكوري راد قضايش را به جا آورد و در 3 دقيقه حر� زدن تا توانست از خجالت طر� درآمد) .عده اي هم دلخور بودند كه چرا ع�و را پذير�ته و در واقه وقوع جرم را تائيد كرده و بايد تقاضاي اعمال ماده … (شماره اش را يادم نيست ) براي نقض حكم به دليل نادرستي روند دادرسي را از سوي ديوان عال كشور و با تقاضاي دادستان كل كشور مي داده اند.
اما ماجرا آنجاست كه آقايان چون مي دانستند لقمانيان زير بار قبول ع�و نمي رود تا لحظه خروج از زندان به او نگ�ته بودند كه ماجرا از چه قرار است.تلاش هاي نماينده نهاوند نيز براي ورود به محوطه زندان و رساندن خبر با ممانعت مامورين مواجه شده بوده است. وبينوا پس از خروج متوجه شد ، منت دار كسي شده كه 20روز را بي دليل با دستورش در زندان گذراند.

posted by تلاش | 1:41 AM
 

پيشنهاد مي كنم براي اينكه معني روشن�كري رو ب�هميد خاطرات شيخ ابراهيم زنجاني رو بخونيد. اي آقا كسي است كه �تواي دار زدن شيخ �ضل ا… نوري را داده است. چاپ اين خاطرات در 23 سال گذشته ممنوع بوده است .سال گذشته وزارت ارشاد اجازه انتشار آن را بالاخره داده است(چگونه معلوم نيست !!!) ولي از ترس واكنش حضرات ساكن قم نشر آنرا محدود به شرايطي كرده است كه خيلي بامزه است :
1- ناشر حق �روش به توزيع كنندگان كتاب را ندارد و �قط درب انتشارات مي تواند تك نسخه �روشي كند.
2- حق �روش بيش از 5جلد به هر �رد را ندارد (آدم ياد حكومت نظامي مي‌ا�تد كه اجتماع بيش از 3ن�ر ممنوع است).
يه هر حال اين كتاب را مي توانيد با قيمت 15000 ريال از خود ناشر (انتشارات كوير )تهيه كنيد .ساير مشخصات كتاب در زير آمده است :
خاطرات شيخ ابراهيم زنجاني (سرگذشت زندگاني من) ،به اهتمام غلامحسين ميرزا صالح ،تهران،انتشارات كوير،1379.
وبراي تهيه به اينجت مراجعه حضوري كنيد !!:تهران،خ كريم خان زند،خ خردمند جنوبي،ك شهيد ملكيان ،ش 1.2
كتاب جالبي است و به نظر من ارزش خواندن دارد .با مطالعه اش مي �هميد چرا ممنوع بوده و البته خيلي چيز هاي ديگر هم مي �هميد.اينكه از كجا و با چه ديدگاه هايي ،به جايي رسيده ايم كه مصوبات مجلس را به استناد حر� هايي كه يك ن�ر زده يا نهاد هايي كه زير نظر اوست(آخرينش مغايرت يكي از مصوبات مجلس با مصوبه شوراي انقلاب �رهنگي )رد مي كنند… اگر ا�سوس خورديد …اگر نااميد شديد …اگر بوي ياس گر�تيد و… با احترام بنده مسئوليت قبول نمي كنم.

posted by تلاش | 1:40 AM


Sunday, January 20, 2002  

به همه آنهايي که مي خواهند همراهي رهبر انقلاب را با جريان اصلاحات ببينند و لااقل تاثيرش را بر قدرت بسنجند وعده مي دهيم که دوران ماموريت برخي از اعضاي مجمع تشخيص مصلحت رو به پايان است. من که �کر نمي کنم همين اقليت مخال� را هم در مجمع برتابند و همه مهره ها را يک رنگ خواهند چيد....زياد دور نيست خواهيم ديد.

posted by تلاش | 7:01 AM
 

خوب از آخرين يادداشت هاي روزانه ام چند روزي مي گذرد وخوب اغلب ما ايراني ها کم کاري خودمان را حوله مي دهيم به شلوغي سرمان و کار داشتم و... در حاليکه همواره از بيکاري هم مي ناليم ...جالب نيست؟به مکالمات روزمره دقت کنيد .همه براي انجام ندادن کار وقت کا�ي نداشتند .ولي درعين حال از بيکاري هم شکوه مي کنند.تازه بگذريم از بيکاري پنهان (هم با تعري� علمي اش و هم با تعري� عر�ي اش)که بسياري از ما �کر مي کنيم داريم کار مي کنيم...بگذريم.الان ديگه ديدم از خودم هم خجالت مي کشم بهانه بيارم.به همين خاطر با وجود خستگي شديدي که احساس مي کنم و واقعا نمي دونم منشاش چيه شروع کردم به نوشتن....
اول اينکه به سلامتي امروز آخرين توا�قات براي پيمانکاران بازسازي ا�غانستان در ژاپن صورت گر�ت و نمايندگان محترم ايران توانستند هيچ نقش مستقيم و پر بازدهي بر عهده بگيرند !!! حتي ترميم مجسمه بودا !!
ولي براي خالي نمانده کاسه ايران محبت نمودند و باسازي ساختار آموزش وپرورش ا�غانستان را بر عهده ما گذاشتند .در ساير موارد هم به عنوان پيمانکار دست دوم ترکيه اجازه �عاليت گر�تيم.دلم از آنجا مي سوزد که اگر بلند مدت نگر بودند تصميم سازان ايران و اگر نگاه استراتژيک داشتند به امنيت ملي کشور در بلند مدت اين اندک خود �رصتي طلايي بود... .دور نيست زماني که کارگران ايراني براي کار با پيمانکاران خارجي به ا�غانستان بروند.
داستان مشارکتمان در ساخت کم اندوه بار بود حماقت هم به آن اضا�ه شد.يکي از واحد هاي عمراني سپاه پاسداران پس از رسميت يا�تن حکومت حامد کرزاي شروع به ساخت بزرگراه هرات نموده است سرخود و با بودجه سپاه...خوب واکنش را مي توانيد حدس بزنيد.خواب غ�لت بي سروساماني ا�انستان و البته درآمد هاي هنگ�ت برخي آقايان خراسان نشين ازمحل معاملات اسلحه آنقدر شيرين هست که آدم نخواهد بيدار شود و آن جريان هميشگي دلار را خشک شده ببيند.مگر آنکه به زور بيدار شود که هاي...چه مي کنيد ؟ اينجا ديگر دولت دارد....و نهايتاٌ اخراج واحد عمراني !!
اوضاع چنان شده است که دولت حامد کرزاي براي ارسال کنسول ايران به هرات شرط غير نظامي بودن را گذاشته .شنيده مي شود که براي س�ارت ايرات در کابل هم سطح ديپلمات را براي نمايندگي ايران پذير�ته نه بيشتر.حر�م سر ن است که اينهمه هزينه براي ا�غانستان داديم ...عايديمان چه اندک بود ...اگر کمي تدبير به خرج مي داديم... .

posted by تلاش | 6:56 AM


Monday, January 14, 2002  

خواندن وبلاگ پرستو همواره آب لط�ي است بر چهره پريشان ا�كارم.راهنمايي اش به دوستانم كمترين سپاسي بود كه مي توانستم به جا آورم.

posted by تلاش | 11:44 PM
 

شنيده مي شود اتهاماتي كه به مسعود آقايي يكي از كساني كه مرتبط با پرونده ملي - مذهبي ها درست پيش از س�ر رهبر به استان اص�هان دستگير و مورد شكنجه قرار گر�ت و مدتي است به قيد وثيقه آزاد شده است عبارت بوده از: كمك مالي به د�تر آيت ا... منتظري (احتمالا به شكل وجوهات شرعي ) و دوم برقراري و �رستادن اطلاعات براي روزنامه نگار مستقل خارج از كشور نوري زاده .
از جمله شكنجه هاي او تهديد به آوردن همسر و �رزندان وي و انجام.... پيش چشم او همچنين اعلام مكرر و متناوب تاريخ هايي براي اجراي حكم اعدام او بوده است.جالب است بدانيد همسر آقايي خانم م�يدي روزنامه نگار و خبرنگار سابق ص�حه اجتماعي روزنامه سلام است.

posted by تلاش | 11:39 PM
 

تب شهرام جزايري با همون سرعتي كه بروز كرد دچار ا�ول شد.بي علت نيست كه مي گ�تند آتش تند زود به خاكستر مي نشيند.... هر چند معاملات پشت پرده آقاي كروبي هم بي تاثير نبود.قيمت :منت�ي شدن تحقيق از تابعيت هاشمي شاهرودي !!!
اما داستان رشوه هاي جزايري به 60تن از نمايندگان مجلس كه اكنون به 10 ن�ر تقليل داده شده است راه اندازي مح�لي با ايده شخصي براي بررسي مسائل مربوط به صادرات غير ن�تي و دعوت كردن ا�راد ذي ن�وذ در مراكز سياست گذاري صادراتي به اين جلسه و البته �رستادن آنها هر از چند گاهي به س�ر هاي خارجي براي بررسي بازارهاي دوبي و... !!!! همراه با خانواده و... است.

posted by تلاش | 11:22 PM

<<< Persian Weblogs List

links
recommended font
archives